خوش برآمد آن گل صدبرگ من

خوش برآمد آن گل صدبرگ من
سبزتر شد سبزه زارم اندکی

صبحدم آن صبح من زد یک نفس
زان نفس من برقرارم اندکی


"مولانا"
دیدگاه ها (۱)

حال خوب

در جشن طلوع صبح در باغ وجودآن گل ڪه به روے صبح خندید، تویے !...

هر صبح که از خواب بیدار می‌شوی🌻🍃در نظر بیاور چه سعادتی‌ستزند...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

پارت ۱۸۷ شب عروسی...بعد از رفتن آخرین مهمان، به خانه برگشتند...

رمان سوکوکو پارت ۱چشم ها دروغ نمیگویند پرتوی افتاب که از شیش...

افتاده در چشم تو صاف

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۵ روز بعد، سونگمین از همان لحظه‌ای که...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط