خوش باشد اگر تو باشی و ساغر و می

خوش باشد اگر تو باشی و ساغر و می

هم شاهد وهم ساقی وهم بربط و نی



تو دست مرا بگیری و من کمرت

من بوسه ز تو گیرم وتو بوسه ز می



آنسان تو مرا و من تو را بنوازم

کز عشرت ما غبطه خورد کاوُسِ کی



در دشت وجودم تو همانند غزال

از من بِرَ می تو و دَوَم من در پی



آشفته کنی تو موی و هم حال مرا

من موی تو را شانه کنم پی درپی



هر شب تو به رویای من آیی چوعسل

شیرینی تو خجل کند شکّرِ نی



بخشش به من گدا کنی از لب و چشم

شرمنده شود از کرمت حاتم طی



یک روز اگر بهارم اینسان باشد

دیگر نهراسم زغم بهمن و دی



نادر تو دگر به دار باقی اندیش

زیرا که بهار عمر تو طی شده طی
دیدگاه ها (۱)

با چشم هایت حرف دارممی خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگوی...

همه فهمیدن منو تو بهم وصلیمزیر بار طعنه ها ساده نشکستیمهمه ف...

تو رو آرزو نکردم! این یعنی نهایت دردخیلی چیزا هست تو دنیا که...

عشقت آموخت به من رمز پریشانی راچون نسیم از غم تو بی سر و سام...

امد نو بهار طی شد هجر یارمطرب نی بزن,ساقی می بیارساقی می بیا...

امد نو بهار طی شد هجر یارمطرب نی بزن,ساقی می بیارساقی می بیا...

تنِ  مجروح   و   رگبارِ    پیاپی؟مزن بر پیکرم خود گشته ام  د...

چنین که برده شراب لبت ز دست مرامگر به دامن محشر برند مست مرا...

امشب از دلبرکم بوسه ی لب می خواهمگرمی عشق ز یک ...

امشب از دلبرکم بوسه ی لب می خواهمگرمی عشق ز یک کوره ی تب می...

باد آمد و با بید همی گوید: « هی هی،این جنبش و این شورش و این...

برای دیدن رویت دلم مهیا نیستمیان صحن دو چشمم برا ی تو جا نیس...

برای دیدن رویت دلم مهیا نیستمیان صحن دو چشمم برا ی تو جا نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط