تو

تو
آرام آمدی
نرم وبی صدا
مثل قطره های باران بر قلبم چکیدی
به سان برف ارام ارام درمن ذوب شدی
تکه ای از وجودم شدی
در این سنگستان
.
.
.
.
نمیدانم تورا چه بنامم
توکه آمدی
آرام شدم
چیزی درونم زمزمه کرد این
آغاز ((دوست داشتن))است
دیدگاه ها (۳)

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

پارت پنج

نمیبخشمت p.22

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وششم: نفرینی که در تاریکی زاده شد---گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط