بُتی دارم که گردِ گل ز سنبل سایبان دارد،

بُتی دارم که گردِ گل ز سنبل سایبان دارد،

بهار عارض اش بر دیده خون ارغوان دارد،

ز چشمش جان نشاید برد،

که از هر سو که می بینم،

کمین از گوشه ای کرده ست و
تیری در کمان دارد !
دیدگاه ها (۲)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

پیشگویی شهادت در شعر رهبر شهید،به نقل از آیت‌الله سیدمحمد عل...

پارت هجدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط