فرمانده من
فرمانده من
پارت سه....
اول استایلش و از سر گذروندم لباس هاش تماما مشکی بود ماسک و کلاه هم زده بود ولی از اندامش میشد فهمید که یه دختره اون حتما جئون ات
ات" من جئون ات هستم از این به بعد تو قراره بادیگارد من بشی چند تا قانون میزارم برات
تهیونگ"بفرمایید
ات"اول اینکه همیشه به دستور هام گوش میدی دوم هیچ وقت عاشق نمیشی و سوم همیشه اینجا میمونی حق خروج نداری مگه با خودم فهمیدی
تهیونگ" بله
ات"خوبه حالا هم یه آزمون ازت میگیرم ببینم در چه حدی باید بدونم بادیگارد م چجوری وضعش
وای چند وقیقه اس بهم اونارو گفت انجام بدم به غلط کردن افتادم من اصلا اشتباه کردم اومدم چقد تمریناش سخته وای ننه ولی ازش خوب خارج شدم
بهم یه اتاق دادن رفتم اونجا دیدم یه کمد اونجاس و لباس توشه گفتم برم یه دوش بگیرم لباس هم دارم
وای بعد حمام یه خواب حال میده تصمیم گرفتم بخوابم تا صبح سر حال باشم
صبح با نورخورشید که به اتاقم میزد بیدار شدم طبق برنامه ای که بهم دادن هفته بعد یه مهمونی قراره برگزار بشه امروز تا چند روز اینده هیچ برنامه ای نداره
طبق چیزایی که دیروز شنیدم موقع تمرین جئون جونگ کوک به سفر رفته یه چند ماهی هست
اونم همراه با دست راست و وکیلش
بنظرم عجیب اومد چون اون هیچ وقت وکیلش و نمی برد همسرش یا ات و همیشه می برد حتی برای معامله یا تفریح
هوف نمیدانم باید برم تحقیق کنم چرا یا زیر زبان بقیه بکشم بیرون
داشتم برنامه هارو چک میکردم که گوشیم زنگ خورد دیدم یه شماره ناشناس یعنی کیه؟
ادامه دارد.....
یعنی کیه زنگ زده؟
چرا جئون وکیلش و برده ؟
یعنی چه معامله ای قراره انجام بشه؟
پارت سه....
اول استایلش و از سر گذروندم لباس هاش تماما مشکی بود ماسک و کلاه هم زده بود ولی از اندامش میشد فهمید که یه دختره اون حتما جئون ات
ات" من جئون ات هستم از این به بعد تو قراره بادیگارد من بشی چند تا قانون میزارم برات
تهیونگ"بفرمایید
ات"اول اینکه همیشه به دستور هام گوش میدی دوم هیچ وقت عاشق نمیشی و سوم همیشه اینجا میمونی حق خروج نداری مگه با خودم فهمیدی
تهیونگ" بله
ات"خوبه حالا هم یه آزمون ازت میگیرم ببینم در چه حدی باید بدونم بادیگارد م چجوری وضعش
وای چند وقیقه اس بهم اونارو گفت انجام بدم به غلط کردن افتادم من اصلا اشتباه کردم اومدم چقد تمریناش سخته وای ننه ولی ازش خوب خارج شدم
بهم یه اتاق دادن رفتم اونجا دیدم یه کمد اونجاس و لباس توشه گفتم برم یه دوش بگیرم لباس هم دارم
وای بعد حمام یه خواب حال میده تصمیم گرفتم بخوابم تا صبح سر حال باشم
صبح با نورخورشید که به اتاقم میزد بیدار شدم طبق برنامه ای که بهم دادن هفته بعد یه مهمونی قراره برگزار بشه امروز تا چند روز اینده هیچ برنامه ای نداره
طبق چیزایی که دیروز شنیدم موقع تمرین جئون جونگ کوک به سفر رفته یه چند ماهی هست
اونم همراه با دست راست و وکیلش
بنظرم عجیب اومد چون اون هیچ وقت وکیلش و نمی برد همسرش یا ات و همیشه می برد حتی برای معامله یا تفریح
هوف نمیدانم باید برم تحقیق کنم چرا یا زیر زبان بقیه بکشم بیرون
داشتم برنامه هارو چک میکردم که گوشیم زنگ خورد دیدم یه شماره ناشناس یعنی کیه؟
ادامه دارد.....
یعنی کیه زنگ زده؟
چرا جئون وکیلش و برده ؟
یعنی چه معامله ای قراره انجام بشه؟
- ۲۲۳
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط