شبانگاهم نسیم از یار دارد
شبانگاهم نسیم از یار دارد
به گردِ معبدش زوّار دارد
نشستم در بیابانِ دل و جان
دل خونین و چشم زار دارد
شده اشکم روان بر جویبارش
از آن ترسم بپایش خار دارد
شده گم در نظر ابر و ستاره
دو چشمم آسمانی تار دارد
بیا تا گونه از اشکت زدایم
نسیمت ابری و هشدار دارد
به گردِ معبدش زوّار دارد
نشستم در بیابانِ دل و جان
دل خونین و چشم زار دارد
شده اشکم روان بر جویبارش
از آن ترسم بپایش خار دارد
شده گم در نظر ابر و ستاره
دو چشمم آسمانی تار دارد
بیا تا گونه از اشکت زدایم
نسیمت ابری و هشدار دارد
- ۷.۱k
- ۰۷ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط