چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست
جای گلایه نیست که این رسم دلبری ست

هرکس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه ها زودباوری ست

مهرت به خلق بیشتر از جور بر من است
سهم برابرِ همگان نابرابری ست

دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست
ای آفتاب! هرچه کنی ذرّه پروری ست

ساحل جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست
دیدگاه ها (۳)

بغضم بفریادم برس، آرام ویران میشومدراین سرای بیکسی هرروز نال...

درست از همان لحظه‌ای که بیش از حد وابسته می‌شوید؛ همه چیز را...

زندگی رقص نجیبی ستکه از چشمه ی بودن، جاریسترقص یک شاپرک بازی...

دلبَر ! " و یار مَن تویی "رونقِ کارِ من تویی !" باغ و بَهار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط