من زمین‌خورده ی یک ‌حس عجیبم ؛ ‌که ‌نگو

من زمین‌خورده ی یک ‌حس عجیبم ؛ ‌که ‌نگو
بی تو بسیار در این شهر غریبم که نگو

قلبم‌از دوری تو سخت به درد آمده است
می کنم صبر بر این دردِ عجیبم ؛ که نگو

دل به چشمان تو خو دارد و تنها شده است
از غمت خسته و بی صبر و شکیبم ؛ که ‌نگو

من از این فاصله ها خسته و غمگین شده ام
فاصله صبرِ مرا برده حبیبم ؛ ‌که‌ نگو

مثل پروانه که خود را زند آتش از عشق
من هم از عشق تو درگیرِ لهیبم ؛ که نگو

بعدِ تو غم شده یارِ من و تنهاییِ من
ای دریغا غمِ تو گشته نصیبم ؛ که نگو
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

فصل دومپارت بیست و هشتم | قولی که تا همیشه ماندیک سال از روز...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 156♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط