•||تو ڪہ رفتے بهـ سلامٺـ👋 🏻 🚶 🏻

•||تو ڪہ رفتے بهـ سلامٺـ👋 🏻 🚶 🏻
•||وعده ے ما بہ قیامٺ🐬 🌝
•||حسرٺـ یہ لحظہـ دیدنــ👀 ✨
•||واسہ منـ شده یہ عادتـــ:):cherry_blossom:👽
●○●○●○●○●○●○●○
🍇 purple 🍇
دیدگاه ها (۲)

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

My lovely neighbor part : 47

وقتی دلدرد داشتی...¹جیمین،برادر بزرگترت بودحدودا ۱۲ سال باهم...

Thousands of times more than you think...🙃

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟕چند روز بعد...جیمین تقریباً کاملاً به ز...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

p4*تهیونگ و ا.ت یه شام رمانتیک کنار هم خوردن و رفتن خونه*تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط