.

.
سه ساله زهرات ، از نفس افتاد
تو این خرابه ،کجایی بابا
.
چشام به راهه ، آروم نداره
تا به خرابه ، بیایی بابا

از زمونی که رفتی تو بابا
می‌زنه دشمنت بی مهابا
.
وقتی باباجون من بیایی
میگم از دردِ ضرب لگدها
.
کجایی بابا ، دیگه تاب ندارم
بی تو باباجون، دیگه خواب ندارم
..
دیدگاه ها (۱)

باسلام این حدیث گرانبها از ددی صلواتی است ... ...

باسلام این شعر قشنگ درمورد کرب بلا از ددی سیده سار...

آخرین خبر : پیش بینی حضور 2.5 میلیون زائر ایرانی در مراسم ار...

یکی از روضه خوان ها میگه، شب پنجم صفر پیرهن سیاه تنم کردم بر...

love in the dark⑦⑧اا/ت برگشتم دیدم یومی نیست دوباره استرس کل...

سناریوی بلولاک

فیک مافیاهاپارت ۲۹کوک: ته ته..ته: جانم عزیزکمکوک: میگم میشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط