او اکنون در چاه است تنهای تنها در تاریکی و سکوت

او اکنون در چاه است تنهای تنها در تاریکی و سکوت

و این تنها صدای تپش قلب اوست که به گوش می رسد

صدای قلبی که هرروز آرزوی از کار افتادنش را دارد

دلسوزش کجاست تا صورت خاک آلودش را بشوید و موهای لطیف او را نوازش کند؟


خورشید آسمانش کجاست تا زندان تاریک دل او را روشن کند ؟ :)
دیدگاه ها (۱)

این حجم از تنهایی عادی نیست :)

و هیچکس نپرسید ! با تو چه کرده اند :)که اینگونه ،در خلسه ای ...

چشات دلیل زندگیم بود زندگیمو ازم گرفتی :)

یه تئوری هست که میگه : شکسته شدن دل واقعیه وقتی دل کسی بشکنه...

رمان مغز های زنگ زده

عمق زخم هایش

پارت دوم -نیکولاس له موئه-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط