-برای ما تسكينى در كار نيست...

-برای ما تسكينى در كار نيست...
چون در ميان توده هایی
كه مدام رشد می كنند،
لحظه به لحظه تنهاتر می شويم...

-فرانتس کافکا
دیدگاه ها (۵)

خیالت راحت ؛هم عادت می کنی ، هم فراموش ... یک روز ، در حالی ...

پشت پنجره ایستاده ام. نارون پیر،،،ذهنم را خوانده‌ست...حالا؛ب...

سخنی نمانده دیگرز چه گویم؟ ز که گویم؟ چه بگویم؟نه کلامی، نه ...

به گمانم کهحواستبهمنمهست هنوز...« یٰا قَریٖبِ لٰا یُبعـــدُ ...

اگر گذشته تان را با خود حمل کنید پیر می شویدو هر روز پیرتر ه...

یک نفر هست که همیشه هوای بیقراری ام را دارد،یک نفر هست که هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط