از گل شنیدم بوی او

از گل شنیدم بوی او
مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او
در کوی جان منزل کنم ...
#رهی_معیری
دیدگاه ها (۱)

دلداده و بی تاب تو بر می خیزممست از غزل ناب تو بر می خیزمبرد...

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کندیاسم و باران که می بارد مع...

گفتی هوای باغ در ایام گل خوشستما را به در نمی‌رود از سر هوای...

هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفت این شاخ خشک،زنده به بوی بهار ت...

اگر دانستمی کوی‌ات،به سر می‌آمدم سوی‌اتخوشا گر بودمی آگه ز ر...

Attar-050525

ای معنی دمیدن خورشید در غبار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط