«ایا به پری دریایی باور داری؟»

«ایا به پری دریایی باور داری؟»
part-1

ویو جونگکوک*
یه روز خسته کننده دیگه ، شاید امروز بتونم نشونه ای ازشون پیدا کنم ( منظورش پری دریایی هست ) حوصله خودمم نداشتم که کاترین ( مادر ناتنی جونگکوک)صدام کرد ...
کاترین: پسرم بیا غذا بخور
جونگکوک: من نمیخورم ،میخوام برم کنار دریا قدم بزنم.
کاترین: بازم کار همیشگی ؟ باشه پسرم، مراقب خودت باش.
جونگکوک: باشه ، من رفتم
کاترین : به سلامت
و کفش هام رو پوشیدم و به کنار دریا رفتم و شروع به خوندن اهنگ کردم...
(اهنگ)
باز من میرقصم در باد ، رقصم در طوفان ، چون منم پری دریایی ، در دریا میرقصم و میخوانم ، لالالالا،زمانی خواهد رسید که دانم رازی نهان از مادرم دانم رازی مهم ، چون منم پری دریایی ، روزی میرسد که انسان ها و پری های دریایی با هم دوست شوند و زندگیشان به هم پیوند زده شود ، لالالالا..... چون منم پری دریایی......
(پایان اهنگ)
چند وقت که وقتی اهنگ رو میخونم صدایی از دریا انگار منو صدا میزنه ، الانم باز اون صدا اومد.... مثل یه اوا بلند شبیه صدا ی مادرم با تمام وجودم حسش میکنم اروم اروم به سمت دریا رفتم اب تا کمرم بود. اما باز اون صدا بیشتر شد جلو تر رفتم، اب الان تا سینم بود کم کم پاهام از زمین فاصله گرفت هر چی جلو تر میرفتم انگار به نور میدیدم تقریبا به اون نوره رسیده بودم که یهو به موج بلند اومد .......




ویو لیا*
مثل همیشه داشتم اواز میخوندم ، که یهو به پسر رو دیدم که داشت توی اب دست و پا میزد ازش به حس عجیب گرفتم سریع به سمتش شنا کردم ، میدونم کارم خلاف قوانینه ولی جون یک موجود زنده از همه چی مهم تره ، اون و نجات دادم و کنار ساحل بردم و خودم دوباره به دریا برگشتم .....


ویو جونگکوک*
وقتی بیدار شدم روی تختم بودم نمیدونم دیشب چه اتفاقی افتاد که یهو پدرم و کاترین به اتاقم اومدن .....
کاترین: پسرم ، حالت خوبه؟؟؟
جونگکوک:اره ، خوبم
پدر جونگکوک: پسرم ما متوجه شدیم تو دیر کردی با کاترین به دریا امدین و تو رو کنار ساحل بیهوش دیدیم .
جونگکوک:شاید بگید من عقلم رو از دست دادم ولی من دیدمش اون پری دریایی بود.
پدر جونگکوک-کاترین: پری دریایی؟؟؟
جونگکوک: اره ، خودش بود حسش کردم
جونگکوک: میخوام استراحت کنم میشه برین بیرون ؟؟؟
پدر جونگکوک: باشه پسرم
کاترین: باشه پسر قشنگم
میدونم باورش براتون سخته ولی اون(پری دریایی منظورشه) منو نجات داد و به کنار ساحل برد ، امش دوباره انجامش میدم.......

«پرش زمانی به شب »


ویو نویسنده٬
جونگکوک بازم کنار دریا رفت و اهنگ مادرش رو خوند که یهو احساس کرد صدایی زیبا داره باهاش همخوانی میکنه (ولی این داستان مثل داستان های دیزنی نیست که با هم بخونن و برقصن و سریع به هم علاقه پیدا کنن ) ....
شرایط پارت بعدی :
لایک۱۰
کامنت۱۰
۳بازنشر
دیدگاه ها (۷)

زیبا حمایت شه 💞💞@elaaaaaaaaaaa خوشگله حمایت شه 💝💖 @bangtans...

زیبا حمایت شه💞💞@jeon_gisoo خوشگله حمایت شه 💞💟 @min_yoongi93ب...

«ایا به پری دریایی باور داری؟» part-معرفی شخصیت های اصلی :...

رمان درخواستی شیپ اوراراکا و باکوگو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط