عاشقت نیستم 🥀
عاشقت نیستم 🥀
پارت 54
انکار داشتم رویا میدیدم با کاچان راه میرفتم با کاجان تمرین میکردم با کاچان غذا میخوردم حرف میزدم و در اخر باهاش میخوابیدم هیچ صحنه ای از این صحنه ها رویایی تر نیست همیشه حواس به منه نگاهش به منه و تمام عشقسو در اختیارم میزاره همونژور که قول داد و التماس کرد هر موقع بهش نکاه میکردم اون درحال نگاه کردن به من بود با خودم میگفتم اکه زودتر خود واقعیمو عوض میکردم کاچان زودتر به من توجه میکرد؟! البته که هرچقدر زمان میگذره بیشتر میفهمم که خود واقعبم نیستم حتی وفتایی ک تنهای تنهام به لبخندی که همیشه روی لبته... چرا؟! من کسی بودم که سر هر چیز کوچیکی گریه میکنه.. اما دیگه نمیکنم... من کسی بودم که احساسات دیگران براش خیلی مهم بود اما دل خیلی هارو از جمله اوراراکا و شوتو رو شکوندم من خیلی عوض شدم قهرمان بودم فقط به نجات فیزیکی دیگران نیست گاهی فقط با اراده توعع که دیگران انقلاب میکنن
کاچان: چیشده دکو؟! خیلی تو فکر رفتی
میدوریا: چیزی نیست من فقط داشتم به شوتو و اوراراکــــ
ــــ دوباره؟! چندبار دیکه میخوای بهشون فکر کنی چرا محض رضای خدا یبار فکرت درگیر من بدبخت نیست
ـــــ تو چرا باید بدبخت باشی؟! دوست پسر به این جیگری گیرت اومده حیف نون دلت دیگه چی میخواد؟!
ــــ میدونی چند وقته نرفتیم تو کارش؟!
ـــــ اکه سکس دلت میخواد کیریشیما اونجا تمرگیده گمشو اونوری
ـــــ منو دوست نداری؟!
ـــــ اخه الان من چطوری با تو سکس کنم؟!
ـــــ کیریشیما بود میکرد
ـــــ گمشو با کیریشیما جونت سکس کن
ــــــ تا وفتی تو هستی چرا اون عروسکم؟!
ـــــ نار نکن من بهت نمیدم توی اردو اونم جلوی بقیه
شوتو: کیفتونم که خوب کوکه فقط جای خوبی ندارید که برید رو کار ها؟! چخبره؟!!!
پارت 54
انکار داشتم رویا میدیدم با کاچان راه میرفتم با کاجان تمرین میکردم با کاچان غذا میخوردم حرف میزدم و در اخر باهاش میخوابیدم هیچ صحنه ای از این صحنه ها رویایی تر نیست همیشه حواس به منه نگاهش به منه و تمام عشقسو در اختیارم میزاره همونژور که قول داد و التماس کرد هر موقع بهش نکاه میکردم اون درحال نگاه کردن به من بود با خودم میگفتم اکه زودتر خود واقعیمو عوض میکردم کاچان زودتر به من توجه میکرد؟! البته که هرچقدر زمان میگذره بیشتر میفهمم که خود واقعبم نیستم حتی وفتایی ک تنهای تنهام به لبخندی که همیشه روی لبته... چرا؟! من کسی بودم که سر هر چیز کوچیکی گریه میکنه.. اما دیگه نمیکنم... من کسی بودم که احساسات دیگران براش خیلی مهم بود اما دل خیلی هارو از جمله اوراراکا و شوتو رو شکوندم من خیلی عوض شدم قهرمان بودم فقط به نجات فیزیکی دیگران نیست گاهی فقط با اراده توعع که دیگران انقلاب میکنن
کاچان: چیشده دکو؟! خیلی تو فکر رفتی
میدوریا: چیزی نیست من فقط داشتم به شوتو و اوراراکــــ
ــــ دوباره؟! چندبار دیکه میخوای بهشون فکر کنی چرا محض رضای خدا یبار فکرت درگیر من بدبخت نیست
ـــــ تو چرا باید بدبخت باشی؟! دوست پسر به این جیگری گیرت اومده حیف نون دلت دیگه چی میخواد؟!
ــــ میدونی چند وقته نرفتیم تو کارش؟!
ـــــ اکه سکس دلت میخواد کیریشیما اونجا تمرگیده گمشو اونوری
ـــــ منو دوست نداری؟!
ـــــ اخه الان من چطوری با تو سکس کنم؟!
ـــــ کیریشیما بود میکرد
ـــــ گمشو با کیریشیما جونت سکس کن
ــــــ تا وفتی تو هستی چرا اون عروسکم؟!
ـــــ نار نکن من بهت نمیدم توی اردو اونم جلوی بقیه
شوتو: کیفتونم که خوب کوکه فقط جای خوبی ندارید که برید رو کار ها؟! چخبره؟!!!
- ۲۶۲
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط