نقاب دار پارت

(نقاب دار) پارت ۲

ایمیکو : نه نه ایرادی نداره خودت رو اذیت نکن

باکوگو : هیی نفله ی گوش خرگوشی حال اون بروکلی که بد نیست ؟

کاتسومی : یک به جوجه ی من نگو گوش خرگوشی و دو نکنه نگرانشی جوجه تیغی نکنه ازش خوشت اومده(لبخند)

باکوگو : نه خیرمممممممممم فقط خواستم بدونم حالش بده یا نه

ایمیکو : نگران نباش حالش خوبه

*اونا رفتن خرید و باکوگو رو هم با خودشون اینور اونور میبردن و بعد هر کدوم رفتن خونه ی خودشو*

میتسوکی : خوش آمدید

کاتسومی : مرسی مامان

*باکوگو با اخم رفت و حتی سلام هم نکرد*

کاتسومی : باکوگو بدو بیا از مامان معذرت خواهی کن و سلام بگو

باکوگو : خفه شو نفله(با یه بغض تو گلوش)

*باکوگو رفت اوتاقش و در رو بست*

کاتسومی : چرا بغض کرده بود ؟

میتسوکی : اونجا ایمیکو چیزی راجب حال ایزوکو نگفت ؟

کاتسومی : چرا گفت

میتسوکی : پس سر همون (با قیافه ی ناراحت)

کاتسومی : میرم ببینم چخبر

میتسوکی : هر جور راحتی ولی حواست باشه نفهمه اونجایی

*کاتسومی اروم رفت بالا در اوتاق باکوگو کمی باز بود اروم نزدیک شد و داخل اوتاق رو دید اوتاق تاریک تاریک بود و باکوگو اونجا نشسته بود روی تختش و یه عکس دستش بود*

کاتسومی : اون چیه تو دستش وایسا این همون عکس دوران بچگی خودش و ایزوکو نیست وایسا ببینم اون داره گریه میکنه !!!!!!!!(تو ذهنش)

ادامه پارت بعد 🌙✨️
یکم صبر کنید از شاهزاده و شوالیه هم پارت میدم ❤️
دیدگاه ها (۲۹)

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱۴ایزوکو : هیی چرا به رو خودت نمیاری...

لطفا دنبالش کنید @mmekmmeka

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱۳ایزوکو : خب کاچان کارم تموم شد منو...

(نقاب دار) پارت ۱کاتسومی : باکوگو بدو دیگه داره قرارم با ایم...

رمان (دیداری دوباره) پارت ۲*باکوگو اروم از طبقه بالا میاد پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط