ملکه من
ملکه من:
p10:
ویو ا.ت:
جیمین:د آخه فکر کنم اونی که میخوای دلشو ببری رو میشناسم
ا.ت:نه نمیشناسی(خجالت)
جیمین:باشه ولی فعلا تو این مراسم برای منی
قلبم شروع کرد به تند تر زدن چرا این مرتیکه آنقدر خوب لاس میزنه؟رفتیم و روی صندلی ای نشستیم به نظرم مهمونی خیلی رو مخمی قراره باشه تقریبا همه ی مردم اونجا و میشناختم همشون یا دارنده ی یک مارک برند بودن یا دارنده فشن شو های معروف ولی رتبه ی کاری ما با برند jmخیلی بالا تر بود داشتم به همچین چیزی هایی فکر میکردم یک مرد قد بلند کنارم نشست هی سعی داشت بهم نزدیک بشه
ا.ت:من میرم دستشویی
جیمین:باشه
از جام پاشدم و به سمت دستشویی حرکت کردم قصد اصلیم این بود که از اون مکان ترسناک فرار کنم بعد از کمی ترمیم آرایشم دوباره که به جام برگشتم چیزی که دیدم رو باور نکردم همون مرد کناریم خونی روی زمین پهن بود و دست جیمین که حالا مشت شده بود خونی بود و آستینا شو بالا داده بود در این موقعیت نباید به جذابی عصبانیتش فکر میکردم رفتم سمتش
ا.ت: جیمین
جیمین:ما میریم
ا.ت:چه اتفاقی افتاده؟
جیمین:مهم نیست
p10:
ویو ا.ت:
جیمین:د آخه فکر کنم اونی که میخوای دلشو ببری رو میشناسم
ا.ت:نه نمیشناسی(خجالت)
جیمین:باشه ولی فعلا تو این مراسم برای منی
قلبم شروع کرد به تند تر زدن چرا این مرتیکه آنقدر خوب لاس میزنه؟رفتیم و روی صندلی ای نشستیم به نظرم مهمونی خیلی رو مخمی قراره باشه تقریبا همه ی مردم اونجا و میشناختم همشون یا دارنده ی یک مارک برند بودن یا دارنده فشن شو های معروف ولی رتبه ی کاری ما با برند jmخیلی بالا تر بود داشتم به همچین چیزی هایی فکر میکردم یک مرد قد بلند کنارم نشست هی سعی داشت بهم نزدیک بشه
ا.ت:من میرم دستشویی
جیمین:باشه
از جام پاشدم و به سمت دستشویی حرکت کردم قصد اصلیم این بود که از اون مکان ترسناک فرار کنم بعد از کمی ترمیم آرایشم دوباره که به جام برگشتم چیزی که دیدم رو باور نکردم همون مرد کناریم خونی روی زمین پهن بود و دست جیمین که حالا مشت شده بود خونی بود و آستینا شو بالا داده بود در این موقعیت نباید به جذابی عصبانیتش فکر میکردم رفتم سمتش
ا.ت: جیمین
جیمین:ما میریم
ا.ت:چه اتفاقی افتاده؟
جیمین:مهم نیست
- ۳.۴k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط