کاش میشد ای خدا تا باز کودک می شدم

کاش میشد ای خدا تا باز کودک می شدم
کودکی ده ماهه در آغوش مادر می شدم

تا بفهمم بار دیگر لذت دستان نرم
چشمهایی مهربان و لذت آغوش گرم

مهر مادر کمتر از مهر خدا بر بنده نیست
کاش می شد تا بدانم منشا این مهرچیست

مادر ای آغوش گرمت مامن و ماوای من
مادر ای برق نگاهت آخرین رویای من

از چه رو ترکم نمودی در زمان بی کسی
در زمانی که نشد دردم بگویم با کسی

آن چنان تنها شدم تا غم وجودم را گرفت
بغض وآه و درد و غصه،کنج قلبم را گرفت


رفتنت قلب مرا آکنده از اندوه کرد
تو ندیدی که فراقت با عزیز تو چه کرد
دیدگاه ها (۱۱)

برده عمارت جئون

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

آوای شب

قسمت ۶

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط