چقدر ساده به هم ریختی روان مرا!
بریده غصه ی دل کندنت امان  مرا

قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا

گذشتی از من و شب های خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو، جهان مرا!

سریع  پیر شدم! آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا!

تو نیم دیگر من نیستی؛ تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
.
#امید_صباغ_نو


دیدگاه ها (۴)

و پای آرزو در بندهزار آهنگ و آوای خروشان بود و شب خاموشفضای ...

#زیبا

من پذیرفته امكه برای آدم های اندک شماری؛می شود حرف زد برایشا...

#زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط