تازه فهمیدم که حافظ در چه دامی شد اسیر

تازه فهمیدم که حافظ در چه دامی شد اسیر
با نگاهت، خنده‌ات ، مویت ، شکارم کرده‌ای

در والضالین حمدم خدشه ای وارد نبود
وای ِ من ، محتاج یک رکعت شمارم کرده‌ای
#مهدی_ذوالقدر
دیدگاه ها (۲)

از جنگ،ازجدایی ارنفرت دلم گرفت .دلتنگ بازوان توأم،صلح تن به ...

اللَّهُمَّ أَنْتَ عُدَّتِی إِنْ حَزِنْت...|خدایا تو همه ی دل...

تو نشسته در مقابل؛ من و صد خیال باطلکه به عالم تخیل ؛...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط