وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی‌ 

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی‌ 
تا با تو بگویم غم شبهای جدایی‌
... من در پی ردّ تو کجا و تو کجایی‌ 
دنبال تودستم نرسیده‌ست به جایی‌ 
ای «بوده‌» که مثل تو نبوده‌ست‌، نگوهست‌ 
ای «رفته‌» که در قلب منی گر چه نیایی‌ 
این عشق زمینی‌ست که آغاز صعود است‌ 
پابند «هوس‌» نیستم ای عشق «هوایی‌» 
قدر تنی از پیرهنی فاصله داریم‌ 
وای از تو چه سخت است همین قدر جدایی‌ 
ای قطب کشاننده‌ی پرجاذبه‌، دیگر 
وقت است دل آهنی‌ام را بربایی‌*
گفتی و ندیدی و شنیدی و ندیدم‌ 
دشنام و جفایی و دعایی و وفایی‌ 
یک عالمه راه آمده‌ام با تو و یک بار 
بد نیست تو هم با من اگر راه بیایی

هوشنگ.ابتهاج
دیدگاه ها (۲)

دیدار کربلای تو دارایی من استبر این همه ندار خودم گریه می کن...

آیت الله مجتهدی فرموند: آنچه از سر گذشت ؛ شد سرگذشت!!!..... ...

.

.

... من در پی ردّ تو کجا و تو کجایی‌ دنبال تودستم نرسیده‌ست ب...

قدر تنی از پیرهنی فاصله داریموای از تو چه سخت است همینقدر جد...

من در پی ردّ تــو کجا و تـو کجـایی‌دنبال تـو دستم نرسیده‌ست ...

من در پی رد تو کجا و تو کجایی!؟دنبال تو دستم نرسیده است به ج...

من در پی رد تو کجا و تو کجاییدنبال تو دستم نرسیده است به جای...

من در پی رد تو کجا و تو کجاییدنبال تو دستم نرسیده است به جای...

من در پی رد تو کجا و تو کجایی دنبال تو دستم نرسیده است به جا...

من در پی رد تو کجا و تو کجایی،دنبال تو دستم نرسیده است به جا...

من در پی رد تو کجا و تو کجاییدنبال تو دستم نرسیده است به جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط