عشق دو طرفه

عشق دو طرفه
پارت:۴


(ویو نامجون)
همین طوری داشتم گریه میکردم
دکتر از اتاقی که ا/ت بود در اومد
رفتم سمتش

_آقای دکتر حال بیمار خوبه؟

! اون فقط بخاطر کم خونی بیهوش شده
الانم بهش خون تزریق کردیم

_ممنون

دکتر رفت
خیالم راحت شد
داشتم فکر میکردم ا/ت چرا اون کارو کردو پرید وسط
فک میکردم تنفر داره ازم
هوف حالا ول کن
وقتی مرخص شد میخام احساسمو نصبت بهش بگم

فلش بک به بعد مرخص شدن ا/ت

با بچه ها نقشه ریختیم
رفته بودیم شهربازی با بچه ها

(ویو ا/ت)
رفته بودیم شهربازی
یکم بازی کردم بعد رفتم خوراکی بگیرم بخورم
یهو کلی ترقه تو هوا زدن
خیلی قشنگ شده بود
بعد ی نفر اومد کلی گل رز قرمز بهم دادو رفت
بعدشم کلی آدم اومدن جلوم که رو پشت لباس همشون ی حروف بود
خوندم نوشته بود ا/ت میشه منو به عنوان دوس پسرت قبول کنی
نامجون اومد جلوم
باورم نمیشه اون نامجون بود
منم دوسش داشتم
محکم بغلش کردم
بغلش بهترین حسو داره
لباشو گذاشت رو لبام و بوسه های ریز میزاشت
از خوشحالی گریم گرفت
و بعد با هم رفتیم کلی بازی کردیم
تا آخر شب
فرداشم کلی لباس و وسایل ست گرفتیم

(ویو نامجون)
هنوز باورم نمیشه ا/ت قبول کرده منو
الان ی مدت میگذره با هم هستیم
و حسم هر روز بیشتر میشه بهش
قرار شد ازش خواستگاری کنم
(خواستگاری بود دیگ که حلقه هو اینا میدن
اگ اشتب کردم ببخشید خدتون
ار دیگ همی)

با جیمین هماهنگ کردیم
شب رفتم جلو در اتاق ا/ت
و مثن داشتم با تلفن حرف میزدم
و با صدای بلند که بشنوه

الو عشقم کجایی
اره بابا این ا/ت لعنتی رو بپیچونم میام
وای اون واقعن فک کرده من دوسش دارم
باشه عشقم خداحافظ

(ویو ا/ت)
صدای نامجونو شنیدم
میخاسم برم پیشش که حرفاشو شنیدم
برگشتمو بی صدا اشک ریختم
تا صبح
صبح هم جوری که هیچ اتفاقی نیفتاده رفتم بیرون پیش بچه ها

(ویو نامجون)
اه لعنتی ببین با دختر بیچاره چیکار کردی تو
چشاش قرمز شده
ولی امشب دیگه تمومه
تمام حرفاش با بغض بود
و آخر بی صدا اشکاش ریختن

علامت بچه ها:

:هی ا/ت چیزی شده؟

+نه

:پس چرا گریه میکنی

+گریه نکردم که

: اره حتمن پیاز پوس کندی

+من چیزیم نیس

رفتم تو اتاق داشتم گریه میکردم
دیدگاه ها (۰)

عشق دو طرفه پارت:۵یکی درو زد اشکامو پاک کردم ی لیوان آب خورد...

ی مدته خیلی کم فعالیت درمو چن روزه نمیتونم اصنمن چن تا بیمار...

عشق دو طرفهپارت:۳(ویو ا/ت)همین طور گذشت تا شب و همه رفتن بخا...

عشق دو طرفهپارت۲(ویو ا/ت)بعد بازی دل دردم بیشتر شدرفتم تو ات...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

پارت ۱۱:عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط