فیک رنگ های درد

فیک رنگ های درد
پارت ²⁵

ا.ت صدای قدم های یکی رو از پشت سرش شنید دوباره سعی کرد درو باز کنه که یه صدای آشنایی از پشت سرش گفت
؟:کجا داری فرار میکنی،موش کوچولو[لحن تحقیر آمیز]
با گفتن موش کوچولو ا.ت بیشتر از قبل ترسید و داشت خدا خدا می‌کرد، و امیدوار بود اونی که فکر میکنه نباشه ا.ت با کلی ترس برگشت و پشتش و نگاه کرد.
ا.ت:تو.....

؟:آره منم...[کیم تهیونگ]

ا.ت:ی..یعنی همه ی ای..این کا..را نقشه ی تو بود[ترسیده]

تهیونگ:آره همشون نقشه ی من بود،این من بودم که تورو به اینجا کشوندم...این من بودم که با تو مثل یه عروسک خیمه شب بازی رفتار کردم......[خنده ی بلند و روانی]

ا.ت: ولی چ..چرا[ترسیده]

تهیونگ:دقیقا به همین دلیل...موش کوچولو...
[کل لیوان شرابی که دستش بود رو سر کشید و بعد ادامه داد]
تهیونگ:این نقاشیارو میبینی....خودم کشیدمشون وقتی که داشتم اونارو شکنجه میکردم....نمیدونی که چقدر اون حس لذت بخش بود .....وقتی که داشتن با گریه بهم التماس میکردن تا ولشون کنم.....میدونی هیچکس هیچوقت سعی نکرده بود که وارد بازی من بشه....ولی تو فرق داشتی تو با پای خودت وارد بازی من شدی به خاطر همین برام خیلی لذت بخش بود تا بیشتر بازیت بدم...[خنده روانی]


شرایط برای پارت بعد
لایک:۱۰

#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
دیدگاه ها (۵)

فیک رنگ های درد پارت ²⁶تهیونگ:خب حالا که تا اینجا کشوندمت بز...

فیک رنگ های درد پارت ²⁷ا.ت داشت بادستش به سینه تهیونگ می‌زد ...

فیک رنگ های درد پارت ²⁴ا.ت یه لحظه به خودش اومد و با خودش گف...

فیک رنگ های درد پارت ²³ا.ت خوابیده بود که یهو با صداش زنگ گو...

طراح عشق

معرفی فیک جدید اسم فیک : loved be angel : عاشق فرشته شدم ژان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط