"Love"
"Love"
GHAPTER:¹
PART:¹⁸
"ویو کوک"
وقتی نگاه جنا رو دیدم گفتم وای
گند زدم رفتم دنبالش
که تهیونگ جلومو گرفت ته:جونگکوکککک
کوک:بله
ته:میخوام به همه اعتراف کنم عاشق آنیام
کوک:اوووو داداش تهیونگگگگگگ
ته:جونگکوکککککک
کوک:باشه باشه ببخشید
"پرش به دوساعت بعد"
"ویو ته"
همه رو مبل نشسته بودم
یهو بلند شدم و گفتم:میخواستم بهتون چیزی بگم...
که یهو مربی اومد
م:منم میخواستم بهتون چیزی بگم....همه پاشید برید تو ماشین مسابقه دارم
جونگکوک:فاک
تهیونگ:به توان دو دِپاشو بریم
کوک:اوکیِ داداش
همه سوار ماشین شدیم مسابقه رو بردیم
همه خونهی من جمع شده بودن
بدون مقدمه جلوی آنیا زانو زدم و یک جعبه در اوردم و لب زدم:(اسلاید دوم حرفاشون هست)
آنیا:بله(با ذوق)
جنا آنیا رو بغل کرد جونگکوک بهم تبریک گفت همه دست زدن...
م:همه شام مهمون مننن!( بعد مربی از پشت افتاد رو مبل همه خندیدن)
GHAPTER:¹
PART:¹⁸
"ویو کوک"
وقتی نگاه جنا رو دیدم گفتم وای
گند زدم رفتم دنبالش
که تهیونگ جلومو گرفت ته:جونگکوکککک
کوک:بله
ته:میخوام به همه اعتراف کنم عاشق آنیام
کوک:اوووو داداش تهیونگگگگگگ
ته:جونگکوکککککک
کوک:باشه باشه ببخشید
"پرش به دوساعت بعد"
"ویو ته"
همه رو مبل نشسته بودم
یهو بلند شدم و گفتم:میخواستم بهتون چیزی بگم...
که یهو مربی اومد
م:منم میخواستم بهتون چیزی بگم....همه پاشید برید تو ماشین مسابقه دارم
جونگکوک:فاک
تهیونگ:به توان دو دِپاشو بریم
کوک:اوکیِ داداش
همه سوار ماشین شدیم مسابقه رو بردیم
همه خونهی من جمع شده بودن
بدون مقدمه جلوی آنیا زانو زدم و یک جعبه در اوردم و لب زدم:(اسلاید دوم حرفاشون هست)
آنیا:بله(با ذوق)
جنا آنیا رو بغل کرد جونگکوک بهم تبریک گفت همه دست زدن...
م:همه شام مهمون مننن!( بعد مربی از پشت افتاد رو مبل همه خندیدن)
- ۴۹۱
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط