حس ناشناس
حس ناشناس🎀
پارت:۲۲💞
داخل کلاس
آقای هندرسون:خیلی خب بچه ها میدونم الان زنگ دومیم ولی دانش آموزان جدید تازه اومدن
ذهن انیا:دانش آموز جدید!الان؟!!!
آقای هندرسون:بچه ها بیاین داخل
بچه ها اومدن:سلام ما دانش آموزان جدید هستیم
ذهن انیا:چقدر چهره ی اون پسره آشناس!!
((جدی می فرمائید)
آقای هندرسون:خیلی خب خودتون و معرفی کنید
دانش آموز اول:من رادوین هستم رادوین دزموند
ذهن دامیان:وای سیا الان گفت رادوین.....د دزموند؟!!!!!!
نکته:دامیان سرش تو کتاب بود
انیا تو دهنش:پس از فامیلای پسر دوما،وایسا اون پ پ پس پسره الان گفت رادوین؟!!!!!!!
دانش آموز دوم:سلام من مانیا دزموند هستم خواهر رادوین
انیا:وای پس خواهر داره وای خدا خواهرش چه نازه
ذهن مانیا:اون دختر مو صورتیه چه بامزه س یعنی میتونم باهاش دوست بشم
ذهن انیا:واک و واک یعنی الان یکی دیگه میخواد به اکیپ دخترونه ی ما اضافه بشه هورااا
دامیان:با مانیا مشکلی ندارم ولی رادوین خیلی هوله اگه دست از پا خطا کنه کله شو میکنم
انیا تو ذهنش:وای پسر دوم از اون پسره بدش میاد حقم داره
آقای هندرسون:خیلی خب برید بشینید
مانیا:کجا بشینیم
آقای هندرسون:تو میتونی بری پیش انیا و بکی بشینی
مانیا:چشب حتما
رادوین:من کجا بشینم
آقای هندرسون تو ام میتونی بری پیشه.....بشینی
(یکی از اون بی خودا رو گفت)
رادوین:چشب
بکی تو ذهنش:ولی خدا رادوین چه کراشههه امیل و ول کن بالا رادوین و عشقه
ذهن امیل:وای خدا مانیا خیلی کیوته خیلی ام قشنگه اما اگه بخوام بهش نزدیک شم کلم کندس ولی تلاشم و میکنم تا الان فک میکردم بکی خوبه ولی نه این بهتره دزموندم هست پس حله زنگ بد میرم موخش و میزنم و تموم
ذهن انیا:عوا عشقشون کوتاه بودا چه باحال
مانیا:ام انیا؟
انیا:بله؟
مانیا:تو دوست صمیمی اینجا داری؟
انیا:اره
مانیا:کی؟
انیا:بکی
مانیا تو ذهنش:......
اینم از این پارت
شرت پارت بعد:۷۰ تا لایک و ۶۰ تا کامنت😘😊🎀
پارت:۲۲💞
داخل کلاس
آقای هندرسون:خیلی خب بچه ها میدونم الان زنگ دومیم ولی دانش آموزان جدید تازه اومدن
ذهن انیا:دانش آموز جدید!الان؟!!!
آقای هندرسون:بچه ها بیاین داخل
بچه ها اومدن:سلام ما دانش آموزان جدید هستیم
ذهن انیا:چقدر چهره ی اون پسره آشناس!!
((جدی می فرمائید)
آقای هندرسون:خیلی خب خودتون و معرفی کنید
دانش آموز اول:من رادوین هستم رادوین دزموند
ذهن دامیان:وای سیا الان گفت رادوین.....د دزموند؟!!!!!!
نکته:دامیان سرش تو کتاب بود
انیا تو دهنش:پس از فامیلای پسر دوما،وایسا اون پ پ پس پسره الان گفت رادوین؟!!!!!!!
دانش آموز دوم:سلام من مانیا دزموند هستم خواهر رادوین
انیا:وای پس خواهر داره وای خدا خواهرش چه نازه
ذهن مانیا:اون دختر مو صورتیه چه بامزه س یعنی میتونم باهاش دوست بشم
ذهن انیا:واک و واک یعنی الان یکی دیگه میخواد به اکیپ دخترونه ی ما اضافه بشه هورااا
دامیان:با مانیا مشکلی ندارم ولی رادوین خیلی هوله اگه دست از پا خطا کنه کله شو میکنم
انیا تو ذهنش:وای پسر دوم از اون پسره بدش میاد حقم داره
آقای هندرسون:خیلی خب برید بشینید
مانیا:کجا بشینیم
آقای هندرسون:تو میتونی بری پیش انیا و بکی بشینی
مانیا:چشب حتما
رادوین:من کجا بشینم
آقای هندرسون تو ام میتونی بری پیشه.....بشینی
(یکی از اون بی خودا رو گفت)
رادوین:چشب
بکی تو ذهنش:ولی خدا رادوین چه کراشههه امیل و ول کن بالا رادوین و عشقه
ذهن امیل:وای خدا مانیا خیلی کیوته خیلی ام قشنگه اما اگه بخوام بهش نزدیک شم کلم کندس ولی تلاشم و میکنم تا الان فک میکردم بکی خوبه ولی نه این بهتره دزموندم هست پس حله زنگ بد میرم موخش و میزنم و تموم
ذهن انیا:عوا عشقشون کوتاه بودا چه باحال
مانیا:ام انیا؟
انیا:بله؟
مانیا:تو دوست صمیمی اینجا داری؟
انیا:اره
مانیا:کی؟
انیا:بکی
مانیا تو ذهنش:......
اینم از این پارت
شرت پارت بعد:۷۰ تا لایک و ۶۰ تا کامنت😘😊🎀
- ۳۴۲
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط