ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
پارت 39
جیمین: من تازه بدستتت آوردم چرا باید ولت کنم
لوسی:توروخدا ولم کن(گریه)
جیمین : نهههههه(شروع می‌کنه به بوسیدن لوسی)
ولی لوسی همکاری نمیکنه
لوسی:عوضیی اشغال تو چیکار کردی(گریهههه)
جیمین :این تازه اولشه
شروع می‌کنه به در آوردن لباس های لوسی
ویو جونکوک ✨
سریع رفتم باند و آدم هام رو جمع کردم رفتم خونه ی پارک همه جارو گشتیم ولی جایی نبود لوسی صدای جیغ داشت میومد زیر زمین بود سریع رفتم زیر زمین دیدم اون عوضی داره سوتین لوسی رو در میاره
کوک: آهای پارکککک(عربده)
جیمین:سلام جئون 12ساله که همو ندیدیم خوش اومدی
کوک: لوسی رو ول کن
جیمین : اون دیگ قرار هرشب زیر من باشه
کوک : چییی(مشت می‌زنه به جیمین)
لوسی:کوککک هق هق هق هق
کمکم کن
کوک : پارک دیگ وقتشه بمیری و ....(چقدر چرت نوشتم😑)
و از اونجا رفتن و به خوبی خوشی زندگی کردن
🛑🛑🛑🛑
بچه هااااااا ببخشید که خیلی چرت تموم شد خودمم قبول دارم
ولی فیک بعدی رو دوباره از کوک می‌زارم
خلاصه ✨دختری 18ساله که به دبیرستان می‌ره و استادش عاشق اون دختر میشه و ....
خیلی جالبه پس حمایت کنید
فردا پارت اول رو می‌زارم
بازم ببخشید که چرت شد👩‍❤️‍💋‍👩🫄🏻
اسم فیک جدید رو خوتون انتخاب کنید🧘🏻
دیدگاه ها (۱۳)

🧚🏻استاد من🧚🏻شخصیت ها🎊سلین ㅎ جونکوک ㅎ و یونا (دوست صمیمی سلین...

🧚🏻استاد من 🧚🏻پارت ²وارد کلاس شدیم و همه به ما زل زدن یه پسره...

ازدواج اجباری پارت 38کوک : باشه بابات میسا کجاستلوسی : الان ...

ازدواج اجباری پارت 37خب کوک‌ الان می‌خوام لباس بخرم تو بشین ...

ازدواج اجباری پارت 20طناب رو‌ از دست و پاهام باز کرد رفت بیر...

ازدواج اجباری پارت 30توی راه جونکوک رو دیدم کوک : امممم چیزه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط