عشق اغیشته به خون
عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۶۴
در کسری از ثانیه جیمین و تهیونگ سمت همان پسرک زل زدن ... پسرک وقتی به مبل تکیه داد عینک هایش را درست کرد و نیش خنده کرد : بله آقای پارک سوالی دارید؟
پسر کناری که بهتر بگویم میونشی بود و چهره اش هیچ فرقی با دخترا نداشت گفت : جلسه رو شروع نمیکنم آقای کیم .. ؟؟
تهیونگ لب هایش روی هم ساییده شد سپس گنگ گفت : شما .. ؟ میشه بیایی ایمخا بشینی آخه ایده های شما رو دوست دارم .. خطاب به هر دو گفت .. مین جی گنگ سری به نه تکون داد میونشی هم کارش را تایید کرد وکیل با لحن آرامی گفت : این مدت فروش میله ها خیلی زیاد شده
همه گوش به وکیل شدن .. بجز نگاه عصبی تهیونگ جیمین ..
اخم های هر دو در هم بودن
وکیل : همان طور که خودتون میبینید فروش یهویی بالا رفت بعد از برکناری شرکت چوی ای چون همه چی عوض شد
تهیونگ ناگهانی شوکه شد : چی شرکت معرفی چوی برسکشته شده ؟
جیمین نگاهش سرد شد : ولی چرا
وکیل با توجه به اطراف گفت : راستشو بخواهید بله با بی محلی های آقای چوی ای چون همه چی عوض شد شرکت برشکسته شده ..
تهیونگ عمیق در افکارش فرو رفت در سکوت و آرامش جیمین کمی شوکه نگاهش کرد و آرنج اش را به آرنج تهیونگ زد : چی شد
تهیونگ کمی در افکارش فرو رفت .. اصلا ای چون چرا با جونا نامزد کرد دلیل این کارش چی بود چرا ... ؟ با صدا خنده آرامی افکارش کنار زده شد .. مین جی با چهره پسرانه ای کنار وکیل نشست، بود و آروم آروم حرف میزد و میخندید
تهیونگ خم کرد و سریع بلند شد سپس در میان فاصله کمی از مین جی و وکیل نشست همسرپسرانه اش اول شوکه نگاهش کرد تهیونگ با اخم گفت : ادامه بده وکیل اونجا صداتو نمیشنویدم
مرد کت شلوار پوش سری تکون داد و ادامه حرفش را میگفت .. تهیونگ از فرست استفاده کرد و تند گفت : هی پاشو برو منم میام
مین جی اخم کرد و چطری هایش را کنار زد : خفه ..
تهیونگ اخم کرد : اه بلند شو ..
مین جی زبون بیرون کشید و چشم به بقیه دوخت با کمال غرور ..
پارت ۲۶۴
در کسری از ثانیه جیمین و تهیونگ سمت همان پسرک زل زدن ... پسرک وقتی به مبل تکیه داد عینک هایش را درست کرد و نیش خنده کرد : بله آقای پارک سوالی دارید؟
پسر کناری که بهتر بگویم میونشی بود و چهره اش هیچ فرقی با دخترا نداشت گفت : جلسه رو شروع نمیکنم آقای کیم .. ؟؟
تهیونگ لب هایش روی هم ساییده شد سپس گنگ گفت : شما .. ؟ میشه بیایی ایمخا بشینی آخه ایده های شما رو دوست دارم .. خطاب به هر دو گفت .. مین جی گنگ سری به نه تکون داد میونشی هم کارش را تایید کرد وکیل با لحن آرامی گفت : این مدت فروش میله ها خیلی زیاد شده
همه گوش به وکیل شدن .. بجز نگاه عصبی تهیونگ جیمین ..
اخم های هر دو در هم بودن
وکیل : همان طور که خودتون میبینید فروش یهویی بالا رفت بعد از برکناری شرکت چوی ای چون همه چی عوض شد
تهیونگ ناگهانی شوکه شد : چی شرکت معرفی چوی برسکشته شده ؟
جیمین نگاهش سرد شد : ولی چرا
وکیل با توجه به اطراف گفت : راستشو بخواهید بله با بی محلی های آقای چوی ای چون همه چی عوض شد شرکت برشکسته شده ..
تهیونگ عمیق در افکارش فرو رفت در سکوت و آرامش جیمین کمی شوکه نگاهش کرد و آرنج اش را به آرنج تهیونگ زد : چی شد
تهیونگ کمی در افکارش فرو رفت .. اصلا ای چون چرا با جونا نامزد کرد دلیل این کارش چی بود چرا ... ؟ با صدا خنده آرامی افکارش کنار زده شد .. مین جی با چهره پسرانه ای کنار وکیل نشست، بود و آروم آروم حرف میزد و میخندید
تهیونگ خم کرد و سریع بلند شد سپس در میان فاصله کمی از مین جی و وکیل نشست همسرپسرانه اش اول شوکه نگاهش کرد تهیونگ با اخم گفت : ادامه بده وکیل اونجا صداتو نمیشنویدم
مرد کت شلوار پوش سری تکون داد و ادامه حرفش را میگفت .. تهیونگ از فرست استفاده کرد و تند گفت : هی پاشو برو منم میام
مین جی اخم کرد و چطری هایش را کنار زد : خفه ..
تهیونگ اخم کرد : اه بلند شو ..
مین جی زبون بیرون کشید و چشم به بقیه دوخت با کمال غرور ..
- ۱۳.۷k
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط