سناریو:

سناریو:
اونا به عنوان دوست‌پسر غیرتی و بیش‌ از حد سختگیر ات

نامجون: داری کجا میری؟
ا/ت: میرم بیرون با چندتا از دوستام
نامی: و چه چیزی باعث شده فکر کنی من میزارم تو بری بیرون؟
ا/ت: .......

جین: به کی پیام میدی؟
ا/ت: یکی از دوستامه فقط
جین: من اون "یه دوست" رو میشناسم؟
ا/ت: خب نه
جین: قبل از اینکه خودم پیداش کنم بگو اون کدوم دوستته؟ چرا من نمیشناسمش؟

شوگا: چرا جواب پیام هایی که بهت دادمو ندادی؟
ا/ت: گوشیم شارژ نداشت
شوگا: من ازت بهونه نخواستم
ا/ت: این بهونه نبود

جیهوپ: ازت میخوام وقتی من رفتم بیرون جایی نری و بمونی خونه تا برگردم و سر ساعت ۱ ظهر باهام تماس بگیری بیب
ا/ت: اوکی

جیمین: بیبی گرلم امروز هیچ قانونی رو زیرپا نزاشته؟
ا/ت: نه نزاشتم
جیمین: خوبه و از اونجایی که تو دختر خوبی بودی.... بیا بشین (به پاش اشاره میکنه

تهیونگ: بیبی فقط یه یادآوری بکنم برات اگر زمانی بخوای منو ترک کنی، من هیچوقت ولت نمیکنم و دست از سرت برنمیدارم، فهمیدی کیتن؟
ا/ت: بله ددی

جونگ‌کوک: بعد من تکرار کن....من متعلق به جئون جونگ‌کوک هستم
ا/ت: من متعلق به جئون جونگ‌کوک هستم
کک: گودگرل....بریم جایزه‌ات رو بدم بیبی

#سناریو
دیدگاه ها (۲)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط