part thirteen ::

part thirteen ::
🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓🍇🍓
ا.ت اروم سر مایکی رو ناز کرد و میلرزید
مایکی یهو ترقوه ا.ت رو گاز گرفت
ا.ت یهو ی ناله بلند و از خجالت لبو شد
مایکی سرش رو بلند کرد و به ا.ت نگاه کرد
مایکی خمار : ناله هات خیلی...کاوایین بیبی
ا.ت لبو تر شد : چ..چی؟! ب...بیبی؟!؟! کاوایی؟!
مایکی دوباره ا.ت رو بوسید و با زبون ا.ت بازی میکرد
ا.ت نفس گم اورد و زد به شونه های مایکی
مایکی از ا.ت جدا شد و خمار بهش خیره بود
یهو سرش رو گذاشت روی گودی گردن ا.ت
ا.ت هنوز سرخ سرخ بود و خجالت کشیده بود
نایکی زیر لب نزدیک گوش ا.ت : دوست دارم کیتی
ا.ت شوکه شد : م..مایکی؟! م...منظورت چیه؟!!
مایکی یهو دوباره رو ا.ت خیمه زد
مایکی خمار و کمی خجالتی : از بچگی عاشقت بودم...صاید یادت نیاد ولی من همه چیز رو یادمه....اون صورت نازت...لبخندت...شیطنت های کیوتتت...حتی صدای خنده هات رو یادمه...
ا.ت یهو یادش اومد گذشته رو و حسابی شوکه شد و خجالت کشید
مایکی نزدیک لب ا.ت شد : بیبی...عشق من و قبول میکنی؟
ا.ت از خجالت نمیتونست چیزی بگه
یهو مایکی خمار و یاندره : عزیزکم....تو مال منی اگه ببینم کسه دیگه ای بهت چپ چپ نگاه کنه...مطمعن باش فردا جنازشو میبینی
ا.ت لرزید و ترسید و میخواست از مایکی جدا بشه
مایکی متوجه ترس ا.ت شد و یهو خودش رو مظلوم کرد
مایکی دوباره سرش رو گذاشت رو سینه های ا.ت : اومممم مامی لطفا نازم کن
ا.ت با تعجب سر مایکی رو ناز کرد
و مایکی مظلوم به ا.ت نگاه کرد : عشقم.....عشق من و قبول میکنی؟
دیدگاه ها (۴)

part fourteen ::🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩ا...

پدرم به خاطر ایشونننننن خون مماخ شد باه باه

هعی🚬🚬🗿🗿🗿

part eleven ::🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁ا.ت بیشتر به مایکی نگاه ...

P21عروس فراریپارت بعد هنتای باشه ؟؟ا/ت : کوکو چه غلطی کرده ؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط