part

part29

ویو ته
درباره سفر که فکر میکنم فکر خوبیه برای خواستگاری پس باید به جیمین خبر بدم تا یجای رو اماده کنه.

(تماس تهیونگو جیمین)
_سلام خوبی
! سلام اره خوبم تو خوبی
_بد نیستم
! خوبه
_راستی بهت کارم افتاده
! چی
_ما قرار گرفتیم بریم سفر شما هم بیایین
! این که اوکیه فقط کی؟
_پس فردا خوبه
! اوکی
_من میخوام تو سفر از ا/ت خواستگاری کنم
! اووووووووووف
_اره
! خب چه کمکی از دستم برمیاد
_یه جایی رو اماده کن
! چشم
_بی بلا
! هعی
_من دیگه برم بای
! بای

(تماس قطع شد)

تهیونگ رفت پیش ا/ت که تو اتاق بود.
_عشقمممممممم
+جونم
_کجاییییییییی
+تو جهنم
_واااااا
+چته
_هیچی
+خب کارت افتاده
_اره
+چی
_بهم بوس بده
+نوچ
_اون وقت چرا
+چون دوس دارم
_عه باشه
از اتاق خارج شد (قهر کرده هیس)


ادامه دارد......


(بازنشر شه)
دیدگاه ها (۲)

part28ویو ا/ت صبح با نور خورشیدی که چشامو اذیت میکرد بیدار ش...

پارت ۲۶ تو کامنت

love Between the Tides⁵⁴شبتق تق تق ا/ت: کیه؟ پ: منم دخترم ا/...

بلاخره پارت دادمممممریندو : چی ؟ا/ت : ام میخواستم بگم که ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط