هم نفس با خنده ات حالی به حالی می شوم

هم نفس با خنده ات، حالی به حالی می شوم
عاشق ابروی یک ماهِ خیالی می شوم

طعم آغوش تو را در ابرها حس می کنم
بی تو گاهی هم نفس با خشکسالی می شوم

توی دستان تو هر شب، با ردیف تشنگی
مست موج آرزوهای محالی می شوم

من جنوب کشور چشمان تو هستم، ولی
با تو باشم، جنگل سبز شمالی می شوم

من خودم حس می کنم یک روز هم باشد عزیز!
بی تو قربانیِ دستِ سیبِ کالی می شوم

روی موج گردنت، وقتی نفس گُل می کند
تازه من مجذوب زیباییِ خالی می شود
دیدگاه ها (۰)

حال من با دیدنت در لحظه ای تغییر کردکلبه ی ویرانه ام را بودن...

مخاطب خاصم ❣چشامو وقتی دوس دارم ❣ که تو بهشون نگاه میکنی ❣اس...

با چشمکی بزم مرا آماده‌تر کن این عاشق دلداده را دلداده تر کن...

♥️امشب بیا واز لب من یک غزل بگیر❣از شهد چشمهای زلالم عسل بگی...

ابدیت خونین::( زخم های ماندگار)فصل اولپارت ۲بوی آهن در خانه ...

𝑀𝑒 𝑝𝑎𝑧 | 𝑝𝑎𝑟𝑡 11نامجون حس کرد که تهیونگ تعادل نداره سریع خود...

Death and Balm:2 مرگ و مرهم لورن با کنجکاوی از جا برخاست و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط