و اینچنین که تو در منم

و اینچنین که تو در منم
هیچ کس چنین نیست،
هیچ کس چنین نبوده ست
پای می کوبی آباد می شوم
به هم میریزی بر پای می شوم
مرا با تو عاشقانه ای دیگر است
فصلی ورای گل و سیب و پرتقال
چشمان تو سیاهی یک نور تازه است

هدی وسمقی
دیدگاه ها (۱)

من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیزکه انعطاف تو، یکسان نشسته ...

خسته ام مثل جواني که پس از سربازي / بشنود يک نفر از نامزدش ...

عاشق ترين مرد آدم بود که بهشت را به لبخند حوا فروخت ...حوا ک...

این روزا آدما  در دنیای  مجازیساده عاشق می شوندساده اسیر می ...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ دل خون شد از توام خبر نیست هر روز مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط