تمام این فاصله ها:)

تمام این فاصله ها:)
تمام ِ این تنهایی ها:)
تمام ِ نداشتن هایت:)
ای کاش،
خوابی بودند 
شبیه ِ خواب ِ دم ِ صبح
میآمدی:)
با دستان ِ شبیه اطلسی ات
بیدارم میکردی
میگفتی:
جان ِ دلم، صبح شده است:)
و من
به بهانه ی رهانیدنم
از خوابی سخت
در آغوش میکشیدمت ...
اما حیف،
تو نیستی:)
و من به واقعی ترین شکل ِ ممکن
اسیر کابوس ِ نداشتن ات شده ام. 
تنهای:)
تنهای:))
تنـهــا :)))
دیدگاه ها (۱)

"امشب؛تمام حوصله ام را جمع کرده ام"به تکرار نام تو..."دل تنگ...

درد که به استخونت رسید:)دیگه مهم نیست چی میشهدیگه از گریه هم...

شرمنده که "بد موقع "دوستت دارم!من هیچ وقت آدم "به موقعی" نبو...

وقتی عینکی شدم اولش حس میکردم یه چیزی مزاحممه همش یادم میرفت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

رمان:رویای او به‌نام خدا وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای من...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت³⁰ | اون مال منهسه روز گذشته بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط