رزسفیدمن

#رز_سفید_من
#پارت_۲٠



چند هفته بعد. روز مسابقه شد هر وقت جیمین میخواست به یونگی اعتراف کنه یا نامجون میومد یا به یونگی زنگ میزد. برای همین آخرین بار که یونگی از نامجون پرسید کی زیر چشمت یه بادمجون کاشته نامجون چیزی نگفت و رفت.

فلش بک

یونگی:کی زیر چشمت بادمجون کاشته؟
نامجون:به تو چه
یونگی:بادمجونه نامجون نما

پایان فلش بک

جیمین سوار ماشینش شد تا مسابقه رو شروع کنه. امروز بعد از مسابقه میخواست اعتراف کنه و واقعا اگه نامجون وسط حرفش هم میپرید، ممکن بود نامجون رو عقیم کنه.

جیمین با آخرین سرعت مشغول مسابقه بود و بعد از چند دقیقه بوووم برنده شد. با خوشحالی وصف نشدنی ماشین رو پارک کرد، پیاده شد و بی اهمیت به جمعیتی که به خاطرش دورش جمع شده بودن داخل آغوش یونگی پرید و محکم بغلش کرد و لبای یونگی رو بوسید

یونگی هم خوشحال شد و محکم جیمین رو بغل کرد و چرخوند. جمعیت براشون دست میزدن
*ملت فوجوشی شدن*


چند ثانیه بعد جیمین پایین اومد و گفت

جیمین:من بردمممممم
یونگی:آرهههه تو بردی جیمیناااااا
جیمین:عاشقتم یونگی
یونگی:منم عاشقتم رز سفیدم

یک هفته گذشت. فردا یونمین و لیسا و نامجون قراره به پاریس بروند و اونجا یونگی میخواد از جیمین خواستگاری کنه




بفرماااااااااااااااااا فقط یکی دیگه مونده 🦦🦦🌹🌹💋💋💋💋بکوب لایکو

عشق میکنین که چقدر دوستون دارمممممممممم. 🎀
دیدگاه ها (۲)

#رز_سفید_من#پارت_۲۱#پارت_اخرپارت بیست و یک، آخرین پارت رز سف...

اسم فیک:پرنسس کوچولوی مافیاژانر:کمی غمگین،مافیایی،عاشقنهکاپل...

#رز_سفید_من#پارت_۱۹جیمین چند ساعت تمرین کرد. بعد هم ماشین رو...

#رز_سفید_من#پارت_۱۸جیمین با خیال راحت غذایی که یونگی براش پخ...

#رز_سفید_من#پارت_۲دو شب گذشت. جیمین با ماشین مخصوصش توی پیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط