خونِ سرخ و زبانِ خشک و بی نای اعتراض

خونِ سرخ و زبانِ خشک و بی نای اعتراض
آموزگارانِ باشرف' خسرو پرویز های حذف شده' نامه های پاره شده
خیانت علم به ثروت و آموزگارانِ بیکس
معلم برای علم جان میدهد پدر برای نان
مادر برای آبرو
آموزش و پرورش بزرگترین ماشین مُخشویی اسلامی' کودک ستیز و بیسواد پرور
سلاحی پر از فلک و تسمه و چوبِ تر
برای فهماندن عربی ' شاهنامه سوزانی و
دروغ هایی پر از روبا ه های پنیر خور
آموزگارانِ با شرف کمند
یا اسیر حراستند یا چون نخبگان در بند یا بازیگر نقابِ ندانستن!
حرف گوش کن نماز خوان
بسیجی و مجبور به گز کردن خیابان همراه پلاکارد
معلم نابود شد از هجوم حجم سنگین دروغ..!
پرورشِ بی سوادی مدال افتخار نمیخواهد,
صدای فریاد ِ مسیر اشتباه,
لباس شخصی و نیروی امنیتی نمیخواهد...!!
گرگِ پیرِ بوق چرخ زنِ در ماه/آن مردِ حامله کُن!
بیسواد بود' فاعل بود بدون جمله بندی درست!
دیگری تبریک عیدش با کاغذ بود و دیکته وار خون را انکار و سال ها را نامگذاری میکرد!
تدبیر در سرکوب و وازکتومی فریاد!
معلم را چه کار به آگاهی و اعتراض
آب باریکه ات را بچسب بیچاره!
ریش آنکارد و تسبیحِ سجودِ نقابت مبارک است
اوین در انتظار توست / ای همرنگ جماعت نشده
آموزگاری برای آن زمان که ششم بودن سواد بود و کلمات غیرت داشتند غرور بود!
نه حال که به اجبار دروغ میگوید' خیانت تدریس میکند و تاکسی دار شده از ترس آبرو!
مدرک های دانشگاه آزاد' فراوان' گندیده با ته ریشِ رفسنجانی فراوان چون پسته های بی دهان!
فراری از سواد و تدریسِ بی سوادی
تا عمقِ خشکسالی فرهنگ سوختیم و تاختیم!
مدرسه ها حوضه شدند عمامه ها کمیاب!!!!
فرهنگ و فرهنگی بیچاره...........
معلم 'هیچ بودنت خجسته باد!
دیدگاه ها (۱۹)

نسل من سرگذشتِ دو تا قند داخل استکان چائی بودبی‌خطر مثل جنگ ...

این چند ساله عمر مرا باز پس بدهمی خواهم از نخست قیاسی دگر کن...

شهر خواب آلوده را بیدار می خواهد چه کار؟این همه دار است! است...

آبی دریا ، قدغن شوق تماشا ، قدغن عشق دو ماهی ، قدغن با هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط