بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم

بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم

وقتی حقیقت رو گفت کلا خاموش شدم
دیدگاه ها (۱)

استعداد عجیبی در شکستن داریقلب ، غرور ، پیماناستعداد عجیبی د...

به خواب می روند مثل منتمام ساعت های جهان ، میان بازوان تــــ...

تمام بیچارگی زلیخا از روزی شروع شدکه یوسف را به غلامی قبول ک...

جای خالیت را نفس عمیق می کشمعطرت از تو باوفاتر است

وقتی تو حرعت حقیقت میگن اینو بگو ولی سر ضبط نمیزارن بگم🤦🏻‍♀️

یک زغال خاموش کنار زغال های روشن کم کم روشن میشود..درست گفتم...

وقتی اون جیغ زد من گفتم نکن وقتی اون اروم شد منم اروم شدم

وای امروز برا اولین بار رفتن ایستگاه تختی هیچوقت از این ایست...

به هوش مصنوعی گفتم باکوگو رو درست کنه اینو درست کرد😐 گفتم اش...

هیتر شیبال نون رو با فشار نوش جان کن

عاشق شنیدن دروغموقتی حقیقت رو می دونم...

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

عشقا وقتی زندگی شیرینه،بگو خدا رو شکر و جشن بگیر، وقتی زندگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط