همه چیزمو ازم گرفت خودش شد همه چیزم همه دلخوشیام رو از

همه چیزمو ازم گرفت ، خودش شد همه چیزم، همه دلخوشیام رو ازم گرفت شد همه دلخوشیم ، حالا من موندم توی یک کوچه که از همه طرف بن بسته،،،،،،
نه راه پیش دارم ، نه راه پس ، باید اینقد بشینم توی این کوچه ی بن بست تا ببینم بلای بعدی چیه که میخاد به سرم بیاد
دیدگاه ها (۱)

تابع دلم به سمت تومیل کرده بی نهایت

رها کن این جماعت رانلرزان دست وبالت راببوس این بی قرارت راجو...

تو بیا شاید پروازمقفسی نچشد

همچون دالانی بلندتنها بودمپرندگان از من رفته بودندشب با هجوم...

وقتی اونقدی حالت بده که یه بسته سیگار رو توی 25دقیقه تموم می...

آهو

^فیک جونگکوک^(پارت۱۹)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط