1000 درد ، 2000 خوشحالی

1000 درد ، 2000 خوشحالی
پارت 6
نارا.نه........
یونگی.چ..چی
نارا.گفتم نه......چون قبول میکنم
یهو میا و پسرا عین چی پریدن و برف شادی ریختن
نارا. قلبم ریخت چرا همتون یهو ظاهر میشین......یونگی منو بغل کرد و تو هوا
چرخوند
رفتیم سر کلاس چون زنگ خورده بود


∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆
زنگ تموم شد


استاد.خب بچه ها متاسفانه اردو دارید

همه ی کلاس . واااااااااا و شروع کردن جیغ زدن
استاد.اوففف دو دقیقه ساکت شید.....خب گوش کنید به گروه های ۹ نفره تقسیم شید چون ۲۷ نفرید

یونگی.خب گروه ما انتخاب شد خودم تهیونگ کوک جیمین نامجون جین جیهوپ نارا و میا

استاد.خب حالا گوش کنید با یه اتوبوس میرید چادر میزنید مدت اردو 1 هفتست

نارا.ویو
رسیدم خونه غشیدم رو تخت و سیاهی......................
دیدگاه ها (۰)

1000 درد ، 2000 خوشحالیپارت 5میا.سلام نارا جونمممنارا.میا کل...

1000 درد ، 2000 خوشحالیپارت 4جین دستمو کشید و گفت:پس برو.‌‌....

خون یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط