وقتی بچه بودم هیچوقت

وقتی بچه بودم هیچوقت
با مداد رنگی کمرنگ کنار نمیومدم
همیشه دنبال بهتربن مارک بودم
تا پر رنگی رو تو نقاشیام حس کنم،
هنوزم شخصیتم همینه با آدمای کمرنگ کنار نمیام یا تو زندگیم خودشونو پر رنگ میکنن یا کلا پاک میشن!!
دیدگاه ها (۰)

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

Part:6🐣سونا به همراه نامجون وارد اتاق او شد نامجون چراغ هار...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

وقتی اکسته و میخواد بهت برگردهکل سالن اسلیترین رنگ سبز به خو...

پارت ۱ نگاهی به حلقه ی روی میز انداختم پنج ماه شده بود ! پنج...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط