چه محترمانه بدست میگیری

چه محترمانه بدست میگیری

هلال نازک این دسته فنجان را

چه با ادب و لطفِ رفتاری

به لب سرخِ گلت می بری

دل

و

جان

را
نگاه کن چه به نرمی؛

به آرامی؛

به طعم اصیل قهوه،

محبتی داری!
برابر هر سرِ انگشت گلبرگت،

به گرمی فنجان...، ارادتی داری...،
.

گلی؛

به روی نگار،

لبخند بزن؛

دست بکش

بوسه بده

حرف بزن! .

ظرافت این وجود لطیف

به جان سپردنیست... .


-
قهوه نوش
-
از سری نوشته های #بهداد
دیدگاه ها (۱)

در کافه ای جدیدبودیم پیش هممن محو چهره اتتو گرم گفتگو -اما ن...

همهء ناز بشر در رخ تو جمع شدهاینهمه واژه نایاب کهندور تو چرخ...

می بویی اش تو این عطر؛ این دل خواه را بازدَم مردادیِ قهوه س...

به محض آمدنت قهوه ممنوع شدم! 9 ماه و 2 سال کم نیست؛ چه عشقی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط