𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓸𝓻𝓪𝓷𝓰𝓮🍊

𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓸𝓻𝓪𝓷𝓰𝓮🍊
پرتقال خونی⭐️
پارت هفتم🍯از زبان شوگا
شب بود و لیسا داشت رستوران رو میبست ما تقریبا الان یه هفتس تو رابطه ایم و شاید اون از من خوشش اومده باشه. رفتم به پشت سرش و از پشت اونو تو آغوش گرفتم
_شبت به زیبایی ستاره ها لاو
+شوگا!
لبخندی ملیح به صورتش گرفته
+چه زود اومد
دستش را روی گونه ام گذاشت و صورتم را نوازش کرد
+مگه نگفتم اینجوری نیا یکی مارو ببینه چیکار کنیم
_هیچی میگیم تو رابطه ایم
دستش را گرفتم و شروع به قدم زدن کردیم هر قدم صدایی از شادی من بود
+شوگا
_هم؟
+بریم فیلم ببینیم؟
_سینما ها بستس
+اه خونه ماهم نمیشه
_میخوای بیای خونم؟
(شوگا تو ججو خونه مستقل خریده)
+امممم
_بیا دیگه فیلم و غذاش با من
+باش بریم
ادامه دارد.....
نویسنده🍯𝓙𝓮𝓷𝓷𝔂
دیدگاه ها (۰)

𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓸𝓻𝓪𝓷𝓰𝓮🍊پرتقال خونی⭐️پارت هشتم🍯از زبان لیساساعت تقریبا ...

𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓸𝓻𝓪𝓷𝓰𝓮🍊پرتقال خونی⭐️پارت ششم🍯از زبان لیسا+چه زری زدی؟_...

𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓸𝓻𝓪𝓷𝓰𝓮🍊پرتقال خونی⭐️پارت پنج🍯از زبان شوگا بعد بستنی پر...

part36 عشق پنهان《ویو ات》با حرفش خشکم زد فکر نمی کردم انقدر ع...

پارت ³³+( عقب هلش دادم ) _ آخ چرا میزنی سر زخمم + ای وای ببخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط