نامحسوس پارت

نامحسوس پارت۶-

ا.ت ویو°
از کافه اومدیم بیرونو مونده بودیم که بریم پارک واسه پیاده روی یا بریم پاساژ برای خرید که

لیا گفت:میگم بیا بریم اول سمت پاساژ مغازه هارو از پشت ویترین ببینیم اگه از چیزی خوشمون اومد بخریم از اونجا هم بریم بستنی بخریم درحال پیاده روی بگولیم[باذوقی ملوس🎀]
ا.ت:وای دختر چه خبرته مگه بمب انرژیم یدونه هم اینکه تا اون موقع دیر میشه واااا
لیا:عه ا.ت جونم بهونه نیار دیگه حداقل واسه ی درآووردن حرص نورا که نیومد قبول کون[قیافشو فوق کیوت میکوله🥹]
ا‌.ت:باشه حالا اونجوری قیافتو واسه ی من کیوت نکن می دونی که نمی تونم مقاومت کنم ☺️
لیا:پس بدو بریم

همچنان ویوا.ت°
رفتیم سمت پاساژ و حسابی گشت وگذار کردیم تا موقعی که رسیدیم دم در یه فروشگاه

ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۰)

اسلاید دوم لباسی که ا.ت گرفت اسلاید سوم کفشی که لیا خریده

نامحسوس پارت۸-مکالمه ا.ت لیا&ا.ت:لیا کفشتو خریدی واسه چی این...

نامحسوس پارت۵-چنددقیقه بعد•بعد از حساب پول کرایه ی تاکسی به ...

ستاره من☆

پارت ۴ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط