ســـــاکتم!

ســـــاکتم!

چـون
یک بغض سنگے

تـمام تـار هاے گـلویم را

بہ راحتے قطع کرده!

حـالا فـقط مـــــنم و

حـنجره اے کہ

فریـادش سکـوت اســـت . . .
دیدگاه ها (۱)

ما کتاب کهنه ای هستیم سرتا پا غلط!خواندنی ها را سراسر خوانده...

اگر دل گرفتنِ دستِ پدر ومادرت را نداری ،جگرِ زیرِ پا گذاشتن...

ای در دل من میل و تمنّا همه تو !واندر سر منمایهٔ سودا همه تو...

آنهایی که در زندگیـت نقشــــی داشته اند را دوســـــت بــــــ...

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

وزیر دفاع روسیه:بله، چیزی که ما می‌گوئیم درست است: ایران نظا...

در این پهنه‌ی سرد و بی‌انتها، تنها «خودم» مانده‌ام و آیینه؛ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط