دوراهی پارت
#دوراهی پارت . 7 .
ات : شوگا معلومه داری چی میگی؟(تعجب کرده)
شوگا : تو مگه نمیخواستی از اینجا بری الان فرصت خوبیه که از این کوفتی فرار کنیم بریم.
ات : ولی شوگا...
شوگا : ات بیا بریم ما اینجا آینده ای نداریم خودمون میتونیم زندگیکنیم و مایز نیست منت اینو و اونو بکشیم.
ات : خبراست میگی ولی خانواده مون چی یعنی میگی بدون اینکه به اونا بگم بزارم برم!!؟؟
شوگا : میتونینامه ای پیامکی چیزی بزاری ..
شوگا راستمیگفت من اینجا آینده ای ندارم و الان فرصت خوبی بود که از اینجا برم. کار هایی که شوگا گفت رو انجام دادم و نامه رو گذاشتم و وسایلم روجمع کردم و و با شوگا ازخونه زدیمبیرون شوگا یه تاکسی گرفت و باهم سوار تاکسی شدیم ...
ات : شوگا الان میخوایم کجا بریم جایی برای موندن داری؟
شوگا : آره یکی از دوستام یه خونه داره گفت که مابریم اونجا.
ات : آها میگم اون دوستت مطمعنه دیگه؟!
شوگا : آره بابا چند ساله باهاش دوستم خیالت راحت..
ولی من حس بدی به دوست شوگا داشتم هنوز ندیده ازش خوشم نمیومد بالاخره بعد از چند دقیقه رسیدیم خونه ای بزرگ و مجلل خیلی تعجب کردماز اونجا فرار کردیم رسیدیم اینجا؟!
ات : شوگا پول اجاره اینجا رو از کجا اوردی؟؟
شوگا : گفتم که مال دوستمه نیاز نیست پول بدم
خیلی تعجب کردم مگه میشه یه جا به این خوبی رو بدون دادن پول بگیری و توش زندگی کنی!!
این دوستش خیلی عجیب منو ترسونده بود...
ادامه دارد...
ببخشید دیر شد🎀🙃👈👉
︶⏝ ⊹ ᤳ ׄ ᧔᧓ ׄ ᤳ ⊹ ⏝︶
ات : شوگا معلومه داری چی میگی؟(تعجب کرده)
شوگا : تو مگه نمیخواستی از اینجا بری الان فرصت خوبیه که از این کوفتی فرار کنیم بریم.
ات : ولی شوگا...
شوگا : ات بیا بریم ما اینجا آینده ای نداریم خودمون میتونیم زندگیکنیم و مایز نیست منت اینو و اونو بکشیم.
ات : خبراست میگی ولی خانواده مون چی یعنی میگی بدون اینکه به اونا بگم بزارم برم!!؟؟
شوگا : میتونینامه ای پیامکی چیزی بزاری ..
شوگا راستمیگفت من اینجا آینده ای ندارم و الان فرصت خوبی بود که از اینجا برم. کار هایی که شوگا گفت رو انجام دادم و نامه رو گذاشتم و وسایلم روجمع کردم و و با شوگا ازخونه زدیمبیرون شوگا یه تاکسی گرفت و باهم سوار تاکسی شدیم ...
ات : شوگا الان میخوایم کجا بریم جایی برای موندن داری؟
شوگا : آره یکی از دوستام یه خونه داره گفت که مابریم اونجا.
ات : آها میگم اون دوستت مطمعنه دیگه؟!
شوگا : آره بابا چند ساله باهاش دوستم خیالت راحت..
ولی من حس بدی به دوست شوگا داشتم هنوز ندیده ازش خوشم نمیومد بالاخره بعد از چند دقیقه رسیدیم خونه ای بزرگ و مجلل خیلی تعجب کردماز اونجا فرار کردیم رسیدیم اینجا؟!
ات : شوگا پول اجاره اینجا رو از کجا اوردی؟؟
شوگا : گفتم که مال دوستمه نیاز نیست پول بدم
خیلی تعجب کردم مگه میشه یه جا به این خوبی رو بدون دادن پول بگیری و توش زندگی کنی!!
این دوستش خیلی عجیب منو ترسونده بود...
ادامه دارد...
ببخشید دیر شد🎀🙃👈👉
︶⏝ ⊹ ᤳ ׄ ᧔᧓ ׄ ᤳ ⊹ ⏝︶
- ۴۳۳
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط