پارت
پارت 4
ریندو: هی سانزو خوبی؟
سانزو: به نظر خودت خوبم؟ 🥺ا.ت رفته الان من باید چی کار کنم حتی نمیدونم کجاست به نظرت خوبم؟
ریندو هم رفت کنار سانزو نشست
ریندو: ببین سانزو من سرزنشت نمیکنم اما نباید میزدیش بیا پیداش کنیم به نظرت کجا میتونه رفته باشه؟
سانزو: اصلا هیچی به ذهنم نمیرسه 🥺
*و سانزو و ریندو دنبال ا.ت گشتن اما پیداش نکردن*
یک سال بعد
ا.ت داشت میرفت سر کار. الان دخترش دو ماهش بود معمولا چون میرفت سر کار یه پرستار بچه استخدام کرد و پیش ا.د (ا.د یعنی اسم دخترت) بود ولی الان پرستاره به دلایلی نا معلوم استعفا داد و ا.ت مجبور شد ا.د رو با خودش ببره (ا.ت توی عکاسی کار میکنه)
ویو سانزو
امروز مایکی منو فرستاد تا دنبال یه فرد خاص بگردم چون نتونستیم هیچ مدرکی جز یه عکس پیدا کنیم رفتم توی یه عکاسی که ببینم تا حالا از همچین کسی عکس گرفتن یا نه
سانزو: سلام....
رئیس عکاسی، اقای ایتاما: سلام خوش اومدین 😊
سانزو: عکس رو به ایتاما نشون داد* کار خیلی فوریی دارم. تا حالا این مرد رو دیدی؟
ایتاما: عاااام اره چند روز پیش اومده بودن تازه یه عکس هم ازشون دارم
سانزو: خوب سریع نشون بده...... نگاهش به عکس روی دیوار افتاد
سانزو: این عکس روی دیوار.....
ایتاما: این عکس همه ی کار کنان ماست دیروز گرفتیمش 😊
سانزو: اون خانم اینم اینجا کار میکنه؟
ایتاما: اره این ا.ت ف.ت اینجا کار میکنه خیلی سخت کوشه و با وجود اینکه یه بچه ی دو ماهه داره بازم خیلی سخت کار میکنه من اونو به چشم دخترم میبینم و واقعا دوسش دارم مگه شما میشناسیدش؟ *اخه ایتاما جان تمام زندگی بد بخت رو به باد دادی*
ایتاما: خوب حالا اقای با من بیاید اینجا یه اتاق معمولا همیشه از مردم که عکس میگیریم برای تبلیغات یه چنتاش رو نگه میداریم بیا شاید بتونید اون شخصی که دنبالشید رو پیدا کنید
سانزو: اقا اون خانم کی میان اینجا؟
ایتاما: خوب امروز نمیاد گفت یکم کار داره
سانزو: ادرسشون رو داری؟
ایتاما: نه!
ایتاما: اقا بیاید دیگه لطفا عکس اون اقا احتمالا اینجا هست
سانزو هم با کلی فکر خیال رفت داهل اتاق و مشغول گشتن شد
ایتانا هم رفت که منتظر مشتری ها باشه
ویو ا.ت
پارت بعدددد
نکته مهممم(بچه ها من همون رمی یا یو هستم اینم پیجمه پس... خودتون بدونید دیگه.. توی این پیح سناریو نینویسم اما اونیکی نع)https://wisgoon.com/989306_8947 اینا هاش
ریندو: هی سانزو خوبی؟
سانزو: به نظر خودت خوبم؟ 🥺ا.ت رفته الان من باید چی کار کنم حتی نمیدونم کجاست به نظرت خوبم؟
ریندو هم رفت کنار سانزو نشست
ریندو: ببین سانزو من سرزنشت نمیکنم اما نباید میزدیش بیا پیداش کنیم به نظرت کجا میتونه رفته باشه؟
سانزو: اصلا هیچی به ذهنم نمیرسه 🥺
*و سانزو و ریندو دنبال ا.ت گشتن اما پیداش نکردن*
یک سال بعد
ا.ت داشت میرفت سر کار. الان دخترش دو ماهش بود معمولا چون میرفت سر کار یه پرستار بچه استخدام کرد و پیش ا.د (ا.د یعنی اسم دخترت) بود ولی الان پرستاره به دلایلی نا معلوم استعفا داد و ا.ت مجبور شد ا.د رو با خودش ببره (ا.ت توی عکاسی کار میکنه)
ویو سانزو
امروز مایکی منو فرستاد تا دنبال یه فرد خاص بگردم چون نتونستیم هیچ مدرکی جز یه عکس پیدا کنیم رفتم توی یه عکاسی که ببینم تا حالا از همچین کسی عکس گرفتن یا نه
سانزو: سلام....
رئیس عکاسی، اقای ایتاما: سلام خوش اومدین 😊
سانزو: عکس رو به ایتاما نشون داد* کار خیلی فوریی دارم. تا حالا این مرد رو دیدی؟
ایتاما: عاااام اره چند روز پیش اومده بودن تازه یه عکس هم ازشون دارم
سانزو: خوب سریع نشون بده...... نگاهش به عکس روی دیوار افتاد
سانزو: این عکس روی دیوار.....
ایتاما: این عکس همه ی کار کنان ماست دیروز گرفتیمش 😊
سانزو: اون خانم اینم اینجا کار میکنه؟
ایتاما: اره این ا.ت ف.ت اینجا کار میکنه خیلی سخت کوشه و با وجود اینکه یه بچه ی دو ماهه داره بازم خیلی سخت کار میکنه من اونو به چشم دخترم میبینم و واقعا دوسش دارم مگه شما میشناسیدش؟ *اخه ایتاما جان تمام زندگی بد بخت رو به باد دادی*
ایتاما: خوب حالا اقای با من بیاید اینجا یه اتاق معمولا همیشه از مردم که عکس میگیریم برای تبلیغات یه چنتاش رو نگه میداریم بیا شاید بتونید اون شخصی که دنبالشید رو پیدا کنید
سانزو: اقا اون خانم کی میان اینجا؟
ایتاما: خوب امروز نمیاد گفت یکم کار داره
سانزو: ادرسشون رو داری؟
ایتاما: نه!
ایتاما: اقا بیاید دیگه لطفا عکس اون اقا احتمالا اینجا هست
سانزو هم با کلی فکر خیال رفت داهل اتاق و مشغول گشتن شد
ایتانا هم رفت که منتظر مشتری ها باشه
ویو ا.ت
پارت بعدددد
نکته مهممم(بچه ها من همون رمی یا یو هستم اینم پیجمه پس... خودتون بدونید دیگه.. توی این پیح سناریو نینویسم اما اونیکی نع)https://wisgoon.com/989306_8947 اینا هاش
- ۱۰۴
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط