باز هم آمدی تو بر سر راهم

باز هم آمدی تو بر سر راهم
آی "عشق" میکنی دوباره گمراهم
دردا; من جوانی را به سر کردم،
تنها از دیار خود سفرکردم
دیریست قلب من از عاشقی سیر است
خسته از صدای زنجیر است
دریا اولین عشق مرا بردی
دنیا دم به دم مرا تو آزردی
دریا سرنوشتم را به یاد آور
دنیا سر گذشتم را مکن باور
من غریبی قصه پردازم
چون غریقی غرق در رازم
گم شدم در غربت دریا
بی نشان وبی هم آوازم
میروم شبها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را
روی موج خسته دریا مینویسم اوج غمها را .....
متن آهنگ دریا از نیما چهرازی
دیدگاه ها (۱)

باز هم آمدی تو بر سر راهم آی "عشق" میکنی دوباره گمراهم درد...

باز هم آمدی تو بر سر راهمای "عشق" میکنی دوباره گمراهمدردا; م...

باز هم آمدی تو بر سر راهم آی "عشق" میکنی دوباره گمراهم درد...

باز هم آمدی تو بر سر راهمآی "عشق" میکنی دوباره گمراهمدردا; م...

آخ که من دیووونه ی این آهنگم... . . باز هم آمدی تو بر سر ر...

باز هم آمدی تو بر سر راهمآی "عشق" میکنی دوباره گمراهمدردا; م...

باز هم آمدی تو بر سر راهمآی عشق میکنی دوباره گمراهمدردا من ج...

باز هم آمدی تو بر سر راهمآی عشق میکنی دوباره گمراهمدردا من ج...

باز هم آمدی تو بر سر راهمآی عشق میکنی دوباره گمراهمدردا من ج...

باز هم آمدی تو بر سر راهمآی عشق میکنی دوباره گمراهمدردا من ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط