دلم تا برایت تنگ می‌شود،

دلم تا برایت تنگ می‌شود،
می‌نشینم اسمت را می‌نویسم
می‌نویسم...می‌نویسم
بعد می‌گویم:
این همه او...
«پس دلتنگی چرا؟!»
دیدگاه ها (۳)

آنقدر دردی کہ دنیابر دل ما می کندبر دل هر کس کنداو ترک دنیا ...

جمعه یعنی تو بیایی و کنارم باشی با عطر نفسهات بها...

میدانم‌ تویک ممنوعه ای!یک "نباید"...اما نمیدانم این را به رو...

و چشمهـایےڪه هاج واج مانده دلتنگےهایش را روے شانه هایےڪه نیس...

برادر عزیزم دلم برایت تنگ شده است..تنگ که می‌گویم، نه مثل تن...

در سالگرد رفتن برادر عزیزم، از کسی سخن می گویم که دوست داشتن...

بعضی دلتنگی‌ها را نمی‌شود با کلمه گفت…باید دلِ شکسته‌ای داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط