...

...
وقتی اسم وطن می‌آید
قبل از اینکه چیزی به ذهنم برسد، قلبم جواب می‌دهد
برای این خاک که تکه‌ای از جانم در آن ریشه دارد، قلبم مداوم و بی‌قرار می‌زند
نه به خاطر مرزهای جغرافیایی و یا نقشه‌ای که روی کاغذ کشیده شده!
بلکه به خاطر بوی بارانش، به خاطر لهجه‌های رنگارنگش، به خاطر بزرگواری مردمانش که در سخت‌ترین لحظات هم لبخند می‌کارند و به دیگران هدیه می دهند
قلبم برای کوچه‌هایی که کودکی‌ام را در خود جا داده‌اند  می‌تپد
برای زبانی که مادرم لالایی‌هایش را با آن زمزمه می‌کرد
می‌دانم که دوست داشتن وطن، گاهی به قیمت سوختن است!
اما آتش عشق به این خاک، برایم از خاکستری سرد نشستن شیرین‌تر است
وطنم؛ تو فقط یک مکان نیستی، تو هویت مایی
تا آخرین تپش، قلبمان برای تو خواهد زد "ایران ما"

#دلنوشته‌_زبردست
#گل
#وطن #جواب #قلبم #خاک #جان #ریشه #مداوم #بی_قرار #مرز #جغرافیا #نقشه #کاغذ #باران #لهجه #مردم #لحظات #لبخند #کوچه #کودکی #زبان_مادر #زمزمه #عشق #هویت #گلفروشی_محله #بهمن #زمستان
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۰)

🦢 پارت بیست‌وششم | اعتراف ناخواستهبعد از رفتن سونگ‌هو، ساختم...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۲چیزی که جونگکوک پنهان می‌کردات هنوز به ...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

🎭 آخرین نقشپارت سیزدهمآخرین روز فیلم‌برداری رسیده بود.همه‌ی ...

چرا سس خرسی در برابر روبیو لال است؟✍ سید علیرضا آل‌داود تاری...

پارت ۶

Sajjad - Memories

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

🍷 Red Wineپارت ۲۵ — نامهرینا چند بار جمله‌ی روی کاغذ را خوان...

dark life = 31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط