به خوابم گام میداری...

به خوابم گام میداری...
و در عمق نگاهت....
خوشه ای از عشق می لرزد
سکوتت می زند بر التهاب لحظه ها دامن
کجا رفته است فرهادی...
که عشقش می تراشد....کوه چون آهن
نگاهت می پرد از خواب رویایم
تو گویی که فراموشت شده
قانون دلتنگی....
و یاحتی نمی خواهی بشویی
از رخ آینه ها ....رنگی
به خواب کودکی سوگند
که از یادم نخواهی رفت....
همیشه در افق های طلایی رنگ احساسم
بسان یک قاب چوبی، که بر دیوار می خشکد...
عزیز و جاودان هستی
دیدگاه ها (۴)

به خوابم گام میداری...و در عمق نگاهت....خوشه ای از عشق می لر...

به خوابم گام میداری... و در عمق نگاهت.... خوشه ای از عشق می ...

به خوابم گام میداری... و در عمق نگاهت.... خوشه ای از عشق می ...

به خوابم گام میداری... و در عمق نگاهت.... خوشه ای از عشق می ...

به خوابم گام میداری...و در عمق نگاهت....خوشه ای از عشق می لر...

به خوابم گام میداری... و در عمق نگاهت.... خوشه ای از عشق می ...

به خوابم گام میداری...و در عمق نگاهت....خوشه ای از عشق می لر...

به خوابم گام میداری...و در عمق نگاهت....خوشه ای از عشق می لر...

به خوابم گام میداری... و در عمق نگاهت.... خوشه ای از عشق می ...

به خوابم گام میداری...و در عمق نگاهت....خوشه ای از عشق می لر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط