میترسم از خودم

میترسم از خودم
از خودی که رامش کردم...آرام شده است...کمی کم غذا
دیگه به هیچکس نمیپرد...آسه میرود...آسه می آید
دیدگاه ها (۱)

با لبان بسته خیلی حرف ها میتوان زدوقتی قرمزشان میکنی...یعنی ...

در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...در "دلم" دلتنگی ام...

مهربان تر از من دیده ای؟؟؟نشانم بده...کسی که بارها بسوزانیش....

آرزو میکنمکه خنده ات تنها به عادت مرسوم "عکس گرفتن" نبوده با...

یکی هم تو کامنت ها بگو

هیچکس نفهمید چقدر ساکت شدم هیچکس نفهمید پشت خنده هام چی قایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط